مهدی فخاری معرفی تخصص‌ها نظرات مقاله‌ها دوره‌ها تماس ورود دانشجویان رزرو نوبت EN
بازگشت به سایت
مقاله آموزشی
روانکاوی چیست ؟
روانکاوی چیست ؟

روانکاوی چیست ؟

روانکاوی چیست؟ شاید برای شما هم پیش آمده باشد که با خودتان بگویید: «می‌دانم چه چیزی اذیتم می‌کند، اما نمی‌توانم تغییرش بدهم.» می‌دانید یک رابطه برایتان مناسب نیست، اما باز هم به همان نوع رابطه برمی‌گردید. می‌دانید…

روانکاوی چیست؟

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که با خودتان بگویید:

«می‌دانم چه چیزی اذیتم می‌کند، اما نمی‌توانم تغییرش بدهم.»

می‌دانید یک رابطه برایتان مناسب نیست، اما باز هم به همان نوع رابطه برمی‌گردید.
می‌دانید نباید این‌قدر نگران نظر دیگران باشید، اما باز هم تأیید دیگران برایتان مهم است.
می‌دانید نباید عصبانی شوید، اما در موقعیت‌هایی خاص ناگهان واکنشی نشان می‌دهید که بعداً خودتان هم از آن تعجب می‌کنید.

یا شاید حتی ندانید دقیقاً چه مشکلی دارید؛ فقط احساس می‌کنید چیزی درونتان درست نیست.

ممکن است زندگی‌تان از بیرون کاملاً عادی به نظر برسد، اما درونتان با اضطراب، خستگی، تنهایی، احساس پوچی، ترس از دست دادن، نارضایتی از خود یا تکرار رابطه‌هایی که همیشه به یک شکل تمام می‌شوند، درگیر باشد.

روانکاوی از همین‌جا آغاز می‌شود.

روانکاوی یعنی چه؟

روانکاوی فقط صحبت کردن درباره مشکلات زندگی نیست.

در روانکاوی تلاش می‌کنیم بفهمیم چرا بعضی چیزها را در زندگی‌مان بارها و بارها تکرار می‌کنیم، حتی وقتی خودمان نمی‌خواهیم.

بخش مهمی از رفتار، احساس و انتخاب‌های ما فقط توسط چیزهایی که آگاهانه می‌دانیم تعیین نمی‌شود. گاهی درون ما خواسته‌ها، ترس‌ها، خاطرات، تعارض‌ها و نیازهایی وجود دارند که خودمان از آن‌ها آگاه نیستیم؛ اما با این حال، روی انتخاب‌های ما اثر می‌گذارند.

ممکن است ندانیم چرا از صمیمی شدن می‌ترسیم.
چرا وقتی کسی به ما نزدیک می‌شود، ناگهان احساس خفگی می‌کنیم.
چرا وقتی کسی از ما فاصله می‌گیرد، به‌شدت به او وابسته می‌شویم.
چرا همیشه احساس می‌کنیم کافی نیستیم.
چرا موفقیت هم نمی‌تواند احساس رضایت ایجاد کند.
یا چرا با وجود اینکه تصمیم گرفته‌ایم گذشته را فراموش کنیم، هنوز در روابط امروزمان حضور دارد.

روانکاوی به دنبال پیدا کردن یک جواب سریع برای این سؤال‌ها نیست.

بلکه می‌پرسد:

«این اتفاق در زندگی شما از کجا می‌آید و چه معنایی برای شما دارد؟»


چرا با وجود اینکه خودمان را می‌شناسیم، باز هم خودمان را نمی‌فهمیم؟

یکی از عجیب‌ترین تجربه‌های انسان این است که ممکن است سال‌ها خودش را بشناسد، اما همچنان بخش‌هایی از خودش برایش ناشناخته باقی بماند.

ما معمولاً داستانی درباره خودمان داریم:

«من آدم حساسی هستم.»
«من آدم مستقلی هستم.»
«من به کسی اعتماد ندارم.»
«من همیشه بدشانس بوده‌ام.»
«من آدم کمال‌گرایی هستم.»
«من زود وابسته می‌شوم.»
«من آدم سردی هستم.»

اما روانکاوی یک قدم عقب‌تر می‌رود و می‌پرسد:

چرا شما این‌گونه شده‌اید؟

مثلاً شاید کسی بگوید:

«من اصلاً نیاز ندارم کسی دوستم داشته باشد.»

اما در طول جلسات مشخص شود که نیاز به دوست داشته شدن برای او آن‌قدر مهم بوده که از ترس دوباره ناامید شدن، یاد گرفته به آن نیاز نداشته باشد.

یا کسی بگوید:

«من خیلی آدم مستقلی هستم.»

اما کم‌کم روشن شود که مستقل بودن برای او فقط یک انتخاب نیست؛ راهی است برای اینکه دوباره مجبور نباشد به کسی وابسته شود و دوباره آسیب ببیند.

اینجاست که روانکاوی می‌تواند به چیزی فراتر از «شناخت خود» تبدیل شود:

شناختن بخش‌هایی از خود که تاکنون فرصت دیده شدن نداشته‌اند.


چرا بعضی مشکلات در زندگی ما تکرار می‌شوند؟

گاهی زندگی ما شبیه داستانی است که شخصیت‌هایش تغییر می‌کنند، اما پایانش تقریباً همان است.

رابطه جدید شروع می‌شود، اما دوباره همان احساس قبلی برمی‌گردد.

دوباره احساس می‌کنیم دیده نمی‌شویم.
دوباره می‌ترسیم ترک شویم.
دوباره بیش از حد وابسته می‌شویم.
دوباره از طرف مقابل فاصله می‌گیریم.
دوباره خشمگین می‌شویم.
دوباره رابطه تمام می‌شود.

بعد ممکن است با خودمان بگوییم:

«مشکل از آدم‌هایی است که وارد زندگی من می‌شوند.»

گاهی واقعاً انتخاب‌های دیگران در رنج ما نقش دارند. اما روانکاوی سؤال دیگری هم مطرح می‌کند:

«چه چیزی باعث می‌شود من بارها وارد رابطه‌هایی شوم که این تجربه را برایم تکرار می‌کنند؟»

هدف روانکاوی سرزنش کردن فرد نیست.

برعکس.

هدف این است که بفهمیم چه الگوهایی در زندگی ما شکل گرفته‌اند و چرا هنوز ادامه پیدا می‌کنند.

وقتی چیزی را نمی‌بینیم، ممکن است تصور کنیم زندگی است که برای ما تصمیم می‌گیرد.

وقتی آن را می‌شناسیم، امکان انتخاب بیشتری پیدا می‌کنیم.


روانکاوی قرار نیست به شما بگوید چه کار کنید

یکی از تفاوت‌های مهم روانکاوی با بسیاری از شیوه‌های کمک روان‌شناختی این است که روانکاو معمولاً قرار نیست برای زندگی شما نسخه آماده داشته باشد.

اگر بپرسید:

«با همسرم چه کار کنم؟»

ممکن است پاسخ ساده‌ای مثل «جدا شو» یا «ادامه بده» دریافت نکنید.

چون مسئله فقط این تصمیم نیست.

مسئله این است که:

شما در این رابطه چه چیزی را تجربه می‌کنید؟ از چه چیزی می‌ترسید؟ چه چیزی می‌خواهید؟ چه چیزی را تحمل می‌کنید؟ و چرا؟

گاهی یک تصمیم درست، بدون شناختن خود، می‌تواند به تکرار همان داستان در رابطه بعدی منجر شود.

روانکاوی تلاش می‌کند به جای اینکه فقط مشکل فعلی را حل کند، به شما کمک کند خودتان را در رابطه با مشکلات زندگی‌تان بهتر بشناسید.


پس روانکاوی برای چه کسانی است؟

روانکاوی فقط برای افرادی نیست که دچار یک اختلال یا مشکل شدید روانی هستند.

گاهی فردی به روانکاوی مراجعه می‌کند چون اضطراب دارد.

فرد دیگری به دلیل مشکلات رابطه.

فردی دیگر به دلیل احساس پوچی یا نارضایتی از زندگی.

اما گاهی هم فردی مراجعه می‌کند که ظاهراً همه چیز خوب است؛ شغل دارد، رابطه دارد، زندگی‌اش می‌گذرد، اما احساس می‌کند چیزی در زندگی‌اش سر جای خودش نیست.

روانکاوی می‌تواند برای کسی که می‌خواهد خودش را عمیق‌تر بشناسد نیز معنا داشته باشد.

برای کسی که می‌خواهد بفهمد:

چرا این‌گونه دوست می‌دارد؟
چرا این‌گونه خشمگین می‌شود؟
چرا این‌گونه می‌ترسد؟
چرا این‌گونه انتخاب می‌کند؟
چرا بعضی آدم‌ها برایش بسیار مهم می‌شوند؟
چرا بعضی فقدان‌ها سال‌ها بعد هنوز زنده‌اند؟
و چرا با وجود تمام تلاش‌هایش، بعضی الگوها تغییر نمی‌کنند؟


روانکاوی چگونه انجام می‌شود؟

روانکاوی در فضای گفت‌وگو شکل می‌گیرد.

شما درباره چیزهایی که در ذهنتان می‌گذرد صحبت می‌کنید؛ از اتفاقات روزمره گرفته تا روابط، خاطرات، خواب‌ها، احساسات و حتی چیزهایی که گفتنشان برایتان سخت است.

در این مسیر، فقط محتوای حرف‌ها مهم نیست.

نحوه گفتن، سکوت‌ها، تردیدها، فراموشی‌ها، احساساتی که در رابطه با روانکاو شکل می‌گیرند و حتی چیزهایی که به نظر بی‌اهمیت می‌رسند، می‌توانند معنا داشته باشند.

به همین دلیل، روانکاوی یک گفت‌وگوی معمولی با یک دوست نیست.

در روانکاوی تلاش می‌شود فضایی شکل بگیرد که بتوانید چیزهایی را ببینید و درباره چیزهایی فکر کنید که شاید در زندگی روزمره فرصت دیدنشان را نداشته‌اید.


آیا روانکاوی گذشته را تغییر می‌دهد؟

نه.

گذشته تغییر نمی‌کند.

اما رابطه ما با گذشته می‌تواند تغییر کند.

ممکن است اتفاقی در کودکی سال‌ها پیش تمام شده باشد، اما اثر آن هنوز در روابط امروز ما ادامه داشته باشد.

روانکاوی کمک می‌کند این پیوندها بهتر دیده شوند.

نه برای اینکه تمام مشکلات زندگی را به کودکی نسبت دهیم؛ بلکه برای اینکه بفهمیم تجربه‌های گذشته چگونه در دنیای درونی ما ثبت شده‌اند و چگونه ممکن است در زندگی امروز دوباره خودشان را نشان دهند.

گاهی چیزی که امروز در برابر یک همکار، شریک عاطفی یا حتی فرزندمان احساس می‌کنیم، فقط مربوط به همین لحظه نیست.

بخشی از آن ممکن است به داستانی قدیمی‌تر در درون ما وصل باشد.

وقتی این ارتباط‌ها قابل فهم می‌شوند، واکنش‌های ما دیگر کاملاً مرموز و اجتناب‌ناپذیر به نظر نمی‌رسند.


روانکاوی چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

هدف روانکاوی این نیست که شما هیچ‌وقت غمگین، مضطرب، عصبانی یا ناامید نشوید.

زندگی بدون رنج وجود ندارد.

هدف چیز دیگری است:

اینکه بتوانید خودتان را بهتر بفهمید و با آزادی بیشتری انتخاب کنید.

شاید همچنان ناراحت شوید، اما بدانید چرا.

شاید همچنان عاشق شوید، اما مجبور نباشید برای حفظ رابطه خودتان را از دست بدهید.

شاید همچنان شکست بخورید، اما شکست دیگر تمام ارزشمندی شما را تعیین نکند.

شاید همچنان از دست دادن بترساندتان، اما ترس مجبور نباشد تمام انتخاب‌های شما را کنترل کند.

به زبان ساده، روانکاوی می‌تواند کمک کند فاصله‌ای میان احساس، فکر و عمل ایجاد شود.

در آن فاصله، امکان انتخاب به وجود می‌آید.


شاید مسئله اصلی این نباشد که «چه مشکلی دارم؟»

گاهی سؤال مهم‌تر این است:

«چرا زندگی من به این شکل تکرار می‌شود؟»

اگر بارها یک احساس مشابه را تجربه می‌کنید؛
اگر در روابط مختلف به یک نقطه مشابه می‌رسید؛
اگر چیزی را می‌خواهید اما همزمان خودتان را از رسیدن به آن دور می‌کنید؛
اگر می‌دانید چه چیزی برایتان خوب نیست اما باز هم به سمت آن می‌روید؛
اگر ظاهراً همه چیز دارید اما احساس رضایت نمی‌کنید؛
یا اگر مدت‌هاست احساس می‌کنید کسی واقعاً شما را نمی‌بیند و نمی‌فهمد،

شاید ارزش داشته باشد به جای اینکه فقط از خودتان بپرسید:

«چطور این مشکل را حل کنم؟»

یک بار هم بپرسید:

«چه چیزی در من باعث می‌شود این تجربه بارها تکرار شود؟»

روانکاوی از همین پرسش آغاز می‌شود.

نه با دادن یک پاسخ آماده، بلکه با ایجاد فرصتی برای اینکه بتوانید خودتان را از زاویه‌ای تازه ببینید.

گاهی آنچه سال‌ها دنبالش بوده‌ایم، یک راه‌حل جدید نیست؛

فرصتی است برای فهمیدن داستانی که بی‌آنکه بدانیم، سال‌هاست آن را زندگی می‌کنیم.

در حال بارگذاری