مهدی فخاری معرفی تخصص‌ها نظرات مقاله‌ها دوره‌ها تماس ورود دانشجویان رزرو نوبت EN
بازگشت به سایت
مقاله آموزشی
چرا بعضی رابطه‌ها را ترک نمی‌کنیم، حتی وقتی رنج می‌کشیم؟
چرا بعضی رابطه‌ها را ترک نمی‌کنیم، حتی وقتی رنج می‌کشیم؟

چرا بعضی رابطه‌ها را ترک نمی‌کنیم، حتی وقتی رنج می‌کشیم؟

چرا بعضی رابطه‌ها را ترک نمی‌کنیم، حتی وقتی رنج می‌کشیم؟گاهی آدم می‌داند که در یک رابطه رنج می‌کشد، بارها از خودش می‌پرسد چرا هنوز مانده است، حتی ممکن است اطرافیان هم به او بگویند: «پس چرا جدا نمی‌شوی؟»اما ماندن همیشه…

چرا بعضی رابطه‌ها را ترک نمی‌کنیم، حتی وقتی رنج می‌کشیم؟گاهی آدم می‌داند که در یک رابطه رنج می‌کشد، بارها از خودش می‌پرسد چرا هنوز مانده است، حتی ممکن است اطرافیان هم به او بگویند: «پس چرا جدا نمی‌شوی؟»اما ماندن همیشه به معنای ندانستن یا ناتوانی در تصمیم‌گیری نیست.گاهی چیزی عمیق‌تر از تصمیم آگاهانه ما را در یک رابطه نگه می‌دارد.ممکن است فرد در یک رابطه بارها احساس نادیده گرفته شدن، طرد شدن یا بی‌ارزش بودن کند، اما همچنان امید داشته باشد که این بار طرف مقابل تغییر کند و بالاخره همان چیزی را به او بدهد که سال‌ها انتظارش را کشیده است.در چنین شرایطی، رابطه فقط رابطه با یک فرد امروزی نیست؛ ممکن است به شکل ناخودآگاه با تجربه‌های قدیمی‌تر فرد نیز پیوند خورده باشد.مثلاً کسی که در کودکی برای دیده شدن یا دریافت محبت مجبور بوده خودش را با خواسته‌های دیگران هماهنگ کند، ممکن است بعدها نیز در رابطه‌ای باقی بماند که در آن دائماً تلاش می‌کند خودش را ثابت کند.او شاید با خودش بگوید:«اگر این بار بتوانم کاری کنم که دوستم داشته باشد، یعنی بالاخره کافی هستم.»در اینجا مسئله فقط عشق نیست؛ مسئله می‌تواند تکرار یک تلاش قدیمی برای به دست آوردن چیزی باشد که زمانی به اندازه کافی تجربه نشده است.به همین دلیل، گاهی جدایی از یک رابطه دشوار است، نه فقط به این دلیل که فرد آن شخص را دوست دارد، بلکه به این دلیل که جدایی ممکن است به معنای دست کشیدن از امیدی قدیمی باشد؛ امید به اینکه این بار پایان داستان متفاوت خواهد بود.از طرف دیگر، ماندن در یک رابطه همیشه نشانه وابستگی ناسالم نیست. هر رابطه‌ای پیچیدگی‌های خودش را دارد و تصمیم درباره ادامه دادن یا پایان دادن آن نیازمند توجه به واقعیت رابطه، امنیت فرد و شرایط زندگی اوست.روانکاوی به جای اینکه فوراً بپرسد «بمانم یا بروم؟»، می‌تواند سؤال دیگری را مطرح کند:«چه چیزی در این رابطه برای من تکرار می‌شود؟»چه چیزی باعث می‌شود دوباره همان احساس آشنا را تجربه کنم؟چرا این نوع رابطه برای من تا این اندازه آشناست؟و شاید مهم‌تر از همه:«من در این رابطه منتظر به دست آوردن چه چیزی هستم؟»گاهی پاسخ این سؤال‌ها می‌تواند به بخش‌هایی از تجربه ما نزدیک شود که در تصمیم‌های آگاهانه روزمره دیده نمی‌شوند.فهمیدن این لایه‌ها لزوماً به معنای ماندن یا جدا شدن نیست؛ بلکه می‌تواند کمک کند فرد تصمیم خود را از جای آگاهانه‌تری بگیرد، نه صرفاً از دل تکراری که خودش هنوز معنای آن را نمی‌شناسد.
در حال بارگذاری